سیلامممممممممممممممممم

ببخشید خداحافظ

من میرم تا تابستون دیگه البته گه گاهی سر میزنم

فقط یه سخنرانی کوشمولو

تابستون داره خداحافظی میکنه

دوباره درس خوندن شروع شد

اول صبح از خواب ناز زدن شروع شد

بدو بدو اماده شدن واسه مدرسه رفتن شروع شد

دوباره دیر رسیدن به مدرسه و تنبیه  ناظم شروع شدشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے 

ما هم تلافیشو در میاریم مگه نه

حالا خوبیامدرسه رفتنو میگم:

اگه بخوام خلاصه بگم اصلش دیدن دوستاس و گپ زدن باشون

جایزه گرفتن به هر دلیل

معلمارم اذیت کنی کیف خودشو داره(مواظب باشین از مدرسه اخراج نشین خیلی کم این حرکتو انجام بدین اگه متخصص این کاری خود دانی)

زیاد حرف زدم به امید پیروز همه ی شما تو امتحانات

من رفتم با تشکر مدیر وبلاگ یاسمین

اینم یه اپ جدید

تهرانیها ورژن آپ-دیت شده آبادانیها

حاشا و کلا که این تهرونی ها ورژن ِ آپ دیت شده ی آبادانی ها هستن.
.
.
جاسم: " وُلِک رِیبِن ِ ها - rayban-"
کامی:" آره فی فی گفت این مدلهای گوچی خیلی به من میاد"
.
جاسم: " دوتا دکترای افتخاری دادن به عاموم(عمو) قبول نکرد"
کامی: "پسرخاله ام بورسیه هوا فضای استنفورد بود اما بعد از یه مدت دید با روحیه اش سازگار نیست، تغییر رشته داد"
.
جاسم: " آدرس نمیخوای، نقشه ی آبادن ِ نِگا کن، خونه-م ِ روش کشیده"
کامی: "من ویلای زعفرانیه رو بخاطر باغش بیشتر دوس داشتم، سی سی دلش خونه سونا جکوزی دار میخواست، اومدیم این خونه کوفتی فرشته"
.
جاسم:"یه دفعه با بچه ها مسابقه گذاشتیم مو با دست شنو (شنا) تا دبی رفتم و برگشتم"
کامی: " من که ترجیح میدم فیلم نگاه کنم، ددی از وقتی این میز بیلیارد رو خریده مجبورمون میکنه بازی کنیم"
.
جاسم: "27 تا کشور جهان پای پیاده رفتم هیچ جا مث تایلند نبود"
کامی: "بخاطر ماموریتهای ماما، همش این کشور اون کشور بودیم، من اصن نفهمیدم کجا بزرگ شدم اما دلم میخواد یه مدت طولانی ایران باشم همه جاشو ببینم"
.
جاسم: " -این موقع سال سردته؟ + پول تو جیبی هام سنگین بود ریختمشون تو آتیش"
کامی: " ببخشید دست خالی اومدم میخواستم تو راه یه 206 واست بخرم، گفتم بذارم آخر هفته پول تو جیبیمو بگیرم در عوض واست گل(ماشین گل مسلمن) میخرم پیشی جون"
.
جاسم: " سال 48 بود، داریوش امتحان نهایی داشت اومده بود باش ریاضی کار می کردم"
کامی: " رفته بودم دنبال جی جی جون دانشگاه هنر، داشتم از پله ها میرفتم بالا یه پسره رد شد بهم تنه زد، گفتم چه خبرته؟ شاخ بازی در آورد، زدم تخت "ســیــنـــه" اش، داشت پرت میشد پایین شروع کرد معذرت خواهی کردن، جی جی جون اومد گفت بابا این محمدرضا گلزاره. گفتم هر کی میخواد باشه" یا حتی " بابا امین حیایی که رفیق صمیمی-مه. خیلی باهم رفت و آمد داریم، تمام تعطیلی ها و مهمونی ها میبینیمشون. تو مهمونی هاشون محمدرضا گلزار هم گه گاهی میاد اما بهرام رادان فقط یه دفعه بیشتر نیومد، بچه ها خیلی باهاش حال نمیکنن"
.
.
یعنی ولم کنید تا صبح از اینا مینویسم!


ببخشید شاید این اخرین اپم باشه

البته الان الانا از دستم راحت نمیشین هر جمعه من هستم

بای دلم واستون میتنگه